حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
234
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
و در آن حدود ياران و سپاهيانى جمع آورد و در ربيع الاوّل 337 در حوالى چغانيان بر اتباع امير نوح تاخت و در معابر تنگ اين ولايات كوهستانى راهها را بر ايشان گرفت و رابطهء آنان را با بخارا قطع كرد . عاقبت نوح و ابو على صلح نمودند و قرار شد كه پسر ابو على بگروگان در بخارا بماند و نوح ابو على را عفو كند . ابو على از اين تاريخ تا سال 340 همچنان در چغانيان بسر مىبرد . منصور بن قراتكين از سال 335 تا 340 فرمانفرماى خراسان بود و او در اين فاصله مدّتى با ابو منصور محمّد بن عبد الرّزاق طوسى « 1 » و مدّتى نيز با پسران بويه در كشمكش بود تا آنكه در سال 339 از نبودن ركن الدّوله در رى استفاده كرده آنجا را مسخر خود نمود و تا كرمانشاه پيش راند و بتعقيب ركن الدّوله باصفهان نيز دست انداخت ليكن كارى مهمّ از پيش او نرفت و در محرّم 340 از اصفهان برى برگشت و چون بنيشابور رسيد مرد و نوح ابو على چغانى را از چغانيان خواست و بار ديگر بشغل اوّل يعنى فرماندهى اردو و امارت خراسان فرستادش . ابو على خراسان را به زودى مطيع خود نمود و در سال 342 از جانب نوح به يارى وشمگير و جنگ با ركن الدّوله مأمور شد امّا چنان كه ديديم او در رى با ركن الدّوله صلح كرد و نوح بر اثر شكايت وشمگير ابو على را از مقام خود معزول ساخت و ابو على بركن الدّوله پناه جست « 2 » . امير نوح پس از دوازده سال و سه ماه اميرى در تاريخ ربيع الاوّل 343 وفات يافت و او را كه مردى نيكوسيرت و پسنديده اخلاق بود معاصرينش امير حميد لقب دادهاند .
--> ( 1 ) - رجوع شود بصفحهء 137 - 138 ( 2 ) - صفحهء 138